خرید بک لینک

در سال های ابتدایی جوانی، شنیدن خبر رفتن شاعری که «آنجا که نام کوچک او آغاز می شود» حرف اول عشق است، هجوم احساسی دوگانه بود برای دل تازک من. در یک طرفم: تابوت رفیع قیصر بود بر روی دوش هزاران دوستدار ادبیات امروز. در طرف دیگرم: شاملو با سنگ قبر هماره شکسته. فروغ با ظهیرالدوله و در همیشه بسته اش. ساعدی با مرگ در تبعید.... برای من که تازه جوان بودم و پرسودا، صفات «شاعر» و «محافظه کار» قابل جمع به نظر نمی رسید؛ پس ایستادم و تابوت را بردند. من ماندم و «چشم ها پاسخ حیرانی ها...»

بعدها اما بارها و بارها، در جهان کلمات ، با او ملاقات کردم. حاصل این دیدارهای همیشه و هنوز، لذت بردن از شعر بود و شعر بود و شعر... شعرهای او که شفيـعی کدکنی درباره اش میگويد:« قيصر هـمين جـايی کـه هستی، باش که شعر همين است که تو می گويی» ( شفیعی کدکنی،73: 1381 ) و احمدرضا احمدی درباره اش می نویسد: «من خیلی دوستش داشتم، خیلی به او اعتقاد داشتم...»(اکرمی، 83: 1391)

متولد شهر پری ها

قیصر، دوم ارديبهشت ماه سال 1338هـ.ش در گتوند به دنیا آمد. شهری در خوزستان که همچنان جامعه طایفه ای دارد و زنان آن «روزه شاه پریان» می گیرند. پدرش »مراد» و مادرش «فرنگیس» هر دو اهل همین روستا بودند.

تحصيلات دوران ابتدايی و متوسطه خود را در زادگاهش ((گتوند)) و ((دزفول)) به پايان رساند و سپس بـرای ادامهی تحصيل به تـهران آمـد و تحصيلات دانشگاهی خود را تا مرحلهی دکترا، در رشتهی زبان و ادبيات فارسی از دانشگاه تهران ادامه داد قیصر فعاليتهای هنری خود را در حوزهی انديشه و هنر اسلامی از سال 1358هـ.ش آغاز کرد و در سال 1367 هـ.ش سردبير مـجلهی سروش نوجوان شد و از همين سال به بعد در دانشگاه الزهراء و دانشگاه تهران به تدريس مشغول شد. قیصر در سال 1382هـ.ش نيز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد. وی سرانجام در آبان ماه سـال 1386هــ.ش بر اثر بيماری قلبی در گذشت(إبراهيم سليم،2009:3)

این یادداشت، مروری دارد بر برخی از مهم ترین ویژگی های اجتماعی شعر قیصر امین پور.

جرم این است

«امینپور»از دوران دبیرستان با عدّهای از دوستانش به فعّالیّتهای سیاسی میپرداخت و نشریهای زیـرزمینی بـه نام«حدید» منتشر میکرد. قیصر پس از عزیمت به تهران بـه «دانشجویان مسلمان پیرو خطّ امام» پیوست؛حـتّی پس از تـسخیر لانـۀ اسوسی،اعلامیّههای دانشجویان را ازفراز دیوار آنجا مـیخواند.شـاعر معاصر و دوست و همشهری قیصر،«یوسفعلی میر شکاک»،در اینباره میگوید:«قیصر یکی از دانشجویان فعّال پیـرو خـطّ امام در تسخیر لانۀ جاسوسی بـود.»(مـحقق،1387:67)

«بهروز یـاسمی»درباره وابستگی سیاسی او می گوید مـیگوید:«تلاش برای مصادره کردن او ازطرف هـر دسـته و گروه،گناهی است نابخشودنی.«قیصر امینپور»،بزرگتر ازآن بود که در چارچوبهای تـنگ و مـحدود تقسیمبندیهای رایج ادبی یا سیاسی بگنجد.»(هـمان:74)

قیصر امین پور، خود درباره ارتباطش با گروه های سیاسی می گوید: جز همین زخم خوردن از چپ و راسـت/ زیـن طَرَفها چـه طـَرف بـر بستم/ جرمم این بـود:من خودم بودم/ جرمم این است:من خودم هستم (امینپور،1388:223)

خودآفرینی شاعر

به باور برخی پژوهشگران وقتی «قیصر امین پور» شعر میگوید،حقیقت خود را آشکار میکند؛چنانکه میتوان گفت «خودآفرینی»میکند.بنابراین آنچه در جـایگاه دلتـنگی و نوستالژی شعر قیصر مطرح میشود،نه فقط ویژگی شعر وی،بلکه جنبهای از موجودیت و حقیقت اوست که بازتابهایش در قالب مختصهای شعری ظهور مییابد.نوستالژی شعر او توانسته ترسیمی صادقانه از«دردمندی و دلتنگی و اعـتراض و گـمشدگی انـسان امروز» را به دست می دهد (سنجری،1387:13) طـوری کـه بـتوان ادعا کرد:«مطالبان وجدان جمعی جامعه،پاسخهایش را در شعرهای امینپور مییابد.»(کاکایی،1381:14)

قـیصر راه شاعری خویش را با تاثیرپذیری از فضای جنگ آغاز کرد و توانست جنگ و تبعات آن را به دستمایههای گونهای از شعر بدل سازد که تا بیشاز او چندان مورد اقبال نبود.وی در کنار«سلمان هراتی»و«سید حسن حـسینی»آغـازگر و ترویج دهـندهی حرکت و جریانی متفاوت و تاثیرگذار در شعر معاصر بود. امینپور در آثار نخست خود،متاثر از موقعیت سیاسی و شرایط جنگی حاکم بـر کـشور و نـیز به دلیل اینکه در ابتدای راه شاعری قرار داشت،«درگیر یکسلسله تعهدهای سیاسی،اجتماعی و ایدئولوژیک[بود]و موضع فـکری صریح،آشکار و بیملاحظهای» داشت(کاظمی،1381:9)

در کل،میتوان گفت قیصر،شاعری متعهد،ارزشگرا و آرمانجوست که همواره گمشدههایی چون عشق،انسانیت،سادگی و پاکی را جستوجو میکند.«ایمانورزی، حقیقتباوری و روابط صمیمی و پیـوندپذیری سـالم با دیگران»(حسنلی،1381:35).

جستوجوی گمشدهها ذات شعر قیصر را با وجوهی از نوستالژی درآمیخته که در هریک از آنها رد و نشان ذهنیت و باورهای وی را میتوان به چشم دید.دامنهی نـوستالژی او گـمشدهها و آرزوهـای مختلفی را دربرمیگیرد که همدر اشـعاری کـه بـرای نوجوانان سروده-اگرچه برخی برآن خردهگرفتهاند(.رجبزاده،1381:164)

میانه روی یا محافظه کاری؟

یکی از مهم ترین ویژگی های رفتار ادبی قیصر امین پور، «آهسته گفتن» اوست. رفتاری که از سمت منتقدانش به «محافظه کاری» و از سمت موافقانش، به «میانه روی» تعبیر می شود.

محمدکاظم کاظمی –که ادبیات وی نیز از این جهت مشابه امین پور است- درباره قیصر می گوید:

قـیصر در میان شاعران این یکی دو دهه،بهترین غزلسرا نیست،بهترین سپیدسرا نیست و بهترین مـثنویسرا و ربـاعیپرداز هـم نیست. به همین صورت،نه در زبان نیرومندترین است،نه در خیال و نه در تفکر و پشتوانههای فرهنگی.ولی او تـنها کسی است که توانسته همهء این جوانب را در حدّی قابل قبول در کنار هم داشـته باشد و از این لحاظ، مـنحصر بـه فرد است. همین هم امتیاز کمی نیست. مقبولیت و محبوبیت ثابت قیصر امینپور فراهم نشده است.مگر به وسیلهء حفظ تعادل و جامعیت به وسیلهء شـاعر.بـه نظر میرسد او شاعری محافظه کار،هوشیار و حـسابگر اسـت.اهـل ریسک نیست و میکوشد به طور متعادل بـه هـمه جوانب شعرش بپردازد.

اسلوب «آهسته گفتن» قیصر

قیصر امین پور با آن که اهل «آهسته گفتن» است، دست کم در بخشی از دوران شاعری خود، گوینده ای منتقد به شمار می آید.

یک پژوهش جامعه شناسی ادبیات، با بررسی نقدهای پیدا و پنهان شعر قیصر نشان می دهد که تقريبــا در ٣٠ مــورد از ايــن انتقادهــاي اجتمــاعي ، تنهــا بــه ارائــة گزارشــي ظــاهرا بــي طرفانــه بــسنده کـــرده اســت کـــه ژرف ســاخت شــکايت ، اعتــراض و انــدوه دارد. در ١٧ مــورد، پرســشي اخلاقــي يــا اجتمــاعي مطــرح کــرده و يــافتن پاســـخ را بـــه عـهــدة مخاطــب نهــادهاســت . گــويي وظيفــة خــود را تنهــا طــرح مــسأله مــي دانــسته و نــه حــل مــسأله ، راهگــشايي و يــا راهـبــري. در ١٧ مـــورد، بــا يقــين کامــل بــه انديــشة خــود، حکــم صــادر کــردهاســت . در ٤ مــورد امــر مـــستقيم و ٤ مـــورد نـيــز نهــي مــستقيم بــه کــار بــرده - اســت . اســتفاده از ترديــد، نفــرين ، درخواســت و آرزو نيــز هرکــدام ٢ بــار و اظهــار شــگفتي ، طـنـز، مـفـاخره و بيـان حـسرت نيـز هرکـدام يـک بـار ديـده مـي شـود؛ بنـابراين ، بيــشترين شــيوة مــورد اســـتفادة شـــاعر، ارائــة گــزارش، پرســشگري و پرهيــز از امــر و نهــي مــستقيم اســت و در بيــشتر مــوارد گــويي امــين پــور، نتيجــه گيــري و عبــرتپــذيري را بــه عـهــدة مـخاطــب شــعر نهــادهاســت . ايــن تنــوع لحــن و شــيوة انتقــاد، باعــث رنگــارنگي و تنوع موضوعات و طراوت آنـها شـدهاست . موضــوعات مهــم مــورد انتقــاد وي را مـــي تــوان در ســـه ســـاحت بـررســي کـــرد: ايرادهاي فلسفي و جهان شمول، انتقاد از خـويش وانـتقادهاي اجتماعي .(باقری و توکلی، 1394: 59)

برچسب: قیصرنوشته, نویسنده: محمد کمالی تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 16:37

صفحه بندی