دانلود نسخه روزنامه
مطالعه متن در شهرآرا آنلاین

شاعرها، او را به شعرهایش می شناسند، نویسندهها به کتابهایش، روزنامهنگارها به مقالات و گزارشهای مطبوعاتی، و هنردوستان به مجموعۀکارهای تجسمی گالری «دکمه»؛ اما عموم شهروندان، او را با پروژههای اجتماعی شهریاش در خاطر دارند. برنامههایی که او طراحی کرده تا دغدغههای گوناگون اجتماعی را بررسی کند. مصطفی توفیقی، شهروند هممحلهای ما که در آستانۀ سیسالگی، از اینکه برای همشهریهایش کار میکند «احساس خوشبختی دارد». در کارنامۀ توفیقی، تألیف و همکاری در تألیف و انتشار بیشاز 80عنوان کتاب، دهها مقالۀ علمی، بیشاز هزاروصد مقاله و گزارش مطبوعاتی و کسب بیشاز 200جایزۀ معتبر ملی و بینالمللی به چشم میخورد. او هماکنون با مدرک کارشناسی حقوق از دانشگاه فردوسی مشهد و کارشناسی ارشد زبانوادبیات فارسی از همین دانشگاه، علاوهبر مدیریت بنیاد «حقوقی امید عدالت» و مجموعۀ هنری «دکمه»، کارشناس مشارکتهای اجتماعی گروه «مشاوران جوان شهرداری مشهد» است و همزمان با عضویت در تحریریۀ نشریات «میهننامه»، برای رادیو سراسری نیز برنامهسازی میکند. آنچه بهانۀ این گزارش شده است، فعالیتهای گستردۀ اجتماعی وی در سطوح ملی و بینالمللی است. در این گزارش به معرفی کارهای اجتماعی این فعال مدنی و هممحلهایمان پرداختهایم و در پایان، با او به گپوگفت نشستهایم.
۱۳۸۸
خانۀ شاعران جوان مشهد
سال 1388، دغدغۀ ایجاد یکمرکز هماندیشی و همگرایی برای شاعران جوان دههشصتی، مصطفی 22ساله را به این فکر انداخت که با همراهی چندنفر از شاعران مطرح زیر 25سال، خانۀ شاعران جوان مشهد را تأسیس کند. این مجموعه پساز دو دوره فعالیت، که دورۀ اخیر آن تنها یکسال بهطول انجامید، به گستردهترین کارگاه ادبی کشور با بیشاز یکصد عضو دائم تبدیل شد. دورۀ دوم این کارگاه درحالی در ابتدای سال90 پایان یافت که حاصل آن، آموزش بیش از 300شاعر جوان و انتشار دایرةالمعارف 12جلدی از اشعار شاعران جوان آن سالها بود.

۱۳۹۰
پویش «امید»
۱۳۹۱
گروه هنری «دکمه»
۱۳۹۲
سازمان مللمتحد
فعال اجتماعی محلۀ ما، در سال 92 به دفتر سازمان مللمتحد پیوست و در یونیسف درحوزۀ تنوع فرهنگی، در دفتر پناهندگان و نیز در دفتر اطلاعات سازمان آموزش علمیواجتماعی، دورۀ کارآموزی گذراند. تجربیات جهانیای که توفیقی در این دوره از فعالیت خود کسب کرد، زمینهساز فعالیتهای اجتماعی گستردهتر وی در ابعاد جهانی و با دغدغههای ملی شد.
۱۳۹۳
دیدهبان حقوق حیوانات
۱۳۹۴
بنیاد حقوقی «امید عدالت مشرقزمین»
این فعال اجتماعی، یکسال بعد، همزمان با فعالیت در تحریریۀ روزنامۀ خراسان، بههمراه جمعی از وکلا و مشاوران حقوقی، بنیاد حقوقی «امید عدالت مشرقزمین» را تأسیس کردند؛ وی پساز انتخاب بهعنوان مدیرعامل این بنیاد، هدف از تأسیس آن را حمایت از حقوق کسانی عنوان کرد که «از دسترسی به حقوق شهروندی خود محرومند.». این مؤسسۀ حقوقی هماکنون با ارائۀ خدمات رایگان و داوطلبانه به نیازمندان، از حقوق اجتماعی آنها حمایت میکند.

توفیقی در سال95 از تحریریۀ روزنامه خراسان جدا شد و بار دیگر به گروه «مشاوران جوان شهرداری مشهد» پیوست. او هدف از پیوستن به این مجموعۀ علمیاجتماعی را «استفاده از تجربیات جهانی خود در شرایط واقعی فعالیتهای بومی و محلی» میداند.
یکی از پروژههای مهمِ اجتماعی که توفیقی در این دوران اجرا کرد، پروژۀ جهانی «کافه ایده» است، پروژهای که شهردار وقت مشهد از آن رونمایی کرد و مشاور شهردار در امور جوانان دربارۀ آن گفت: «یکی از دستاوردهای مهم دورۀ کنونیِ گروه «مشاوران جوان» است که باید جهت گسترش این ایدۀ خوب گامهای مؤثری برداشته شود.».
این پروژه که بهگفتۀ توفیقی «تلاش میکند عموم شهروندان را از سطح محلی تا سطوح ملی و بینالمللی با مسائل شهری آشنا کند و آنها را به مشارکت در امروز و فردای شهر خود ترغیب نماید» تاکنون بیش از 23برنامۀ کوچک و بزرگ برگزار کرده است؛ برنامههایی که طی آنها بیشاز 10هزار نفر از شهروندان ایرانی و شهروندانی از حدود 60کشور جهان بهعضویت آن درآمدهاند و طی آن با فعالان پروژۀ «کافه ایده» همکاری میکنند. پروژههای اجتماعی متعدد دیگر مانند فیروزهایها (اردوهای جهاد اجتماعی جوانان)، ایدۀ «گپ»، ایدۀ «باران» و ایدۀ «کتاب» نیز در همین دوران معرفی شد.
۱۳۹۵
اجلاس جوانان کشورهای اسلامی
۱۳۹۶
مشهد بانشاط
۱۳۹۶
صدروز، صدلبخند
۱۳۹۶
کارگاه اسباببازی و «خانوادۀ آقای نشاط»
«خانوادۀ آقای نشاط» بازتاب یکیاز آرزوهای دوران کودکی مصطفی است؛ اینکه «بین دنیای بچهها و بزرگترها پل بزند تا بچهها بیشتر دیده شوند و بزرگترها بیشتر مراقبشان باشند.».
این آرزوی دوران کودکیِ جوان هممحلهای ما، حالا با تشکیل یککارگاه ایدهپردازی و ساخت عروسک و اسباببازی تحقق پیدا کرده است. کارگاهی که نتیجهاش، بهرسمیتشناختن کودکان در محیط اجتماعی است.
توفیقی، در اینباره توضیح میدهد: «سالهاست که این آرزو را در دلم جابهجا میکنم؛ اینکه برای بچهها هم کارهایی انجام دهیم. در این سالها هم بیکار ننشسته بودیم. برای تشکیل موزۀ اسباببازی مشهد، چیزهایی دستوپا کردیم. خیلیاز اسباببازیهای قدیمی و نوستالژیک را بازسازی کردیم و همینطور کلی عروسک ساختیم. حالا با اضافهشدن یکهنرمند خوشذوق، محبوبه فندختی، بعضی ایدههای دیگر ما هم دارند جان میگیرند که «خانوادۀ آقای نشاط» یکی از آنهاست.».
«خانوادۀ آقای نشاط» یکخانوادۀ مشهدی عروسکی هستند که قصد دارند شهربهشهر بگردند و قصههای خودشان را برای بچهها روایت کنند. در آینده، بیشتر از این خانواده خواهید شنید.
۱۳۹۶
نمایشگاه سمنها و نهادهای غیرحاکمیتی
یکیدیگر از ایدههای هممحلهای ما که بهتازگی بهبار نشسته است، کاری است که سمنها (نهادهای غیرحاکمیتی) مشهد را دورهم جمع میکند تا درکنار یکدیگر برای ساخت شهری بهتر همکاری کنند.
مصطفی توفیقی، برای اینکار، یکتیم حرفهای از فعالان اجتماعی را در کنارش دارد که با تلاش مداوم امیررضا فرزادفر هرچندهفته یکبار سمنها و نهادهای اجتماعی را در محلههای اینسو و آنسوی مشهد گردهم میآورند و ضمن ارتباطگرفتن با شهروندان محلات مختلف، به آنها در حوزههای مختلف حفظ محیطزیست، بهداشت، میراث فرهنگی و حقوق شهروندی آموزش میدهند.
۱۳۹۶
I love Mashhad
«من مشهد را دوست دارم.»؛ احتمالاً شما هم این عنوان و متن انگلیسی آن را با یکقلب آبی بزرگ در وسطش دیده باشید. این قلب آبی بزرگ که به «قلب مشهد» معروف شده، یکی از طراحیهای مصطفی توفیقی است که با هنرمندی و همکاری زهره اسماعیلزاده اجرا شده و در همین ابتدای کار هم با استقبال خوبی روبهرو شده است. این پویش تلاش دارد زیباییهای مشهد را هرچهبیشتر به مردم ایران و جهان بشناساند تا این شهر را برای همۀ مردم جهان دوستداشتنیتر کند.
بدونمردم ممکن نیست
روزهای اوج؟ منظورتان از روزهای اوج چیست؟
تا همین یکدهۀ پیش هم، اینجا اصیلترین آدمهای شهر را داشت. میدانید که بیشتر از نیمی از بناهای ثبتملیشدۀ مشهد، بیش از دوسوم خانههایی که معماری قدیمشان را حفظ کردهاند و عموم علما و فضلای شهر مشهد متعلق به این محل هستند، اما وقتی میراثفرهنگی کارش را انجام نمیدهد و نهادهای مختلف تیشه میگذارند به ریشۀ خانهها و محلههای قدیمی، نمیتوان توقع داشت تیشهبهریشۀ فرهنگ ما نخورد.
روحیۀ اجتماعی مردم اینجا چهقدر روی برنامهها و کارهای امروز شما تأثیرگذار بوده است؟
این تأثیر غیرقابلانکار است. ما در محیطی رشد کردهایم که مردم، حتی مردم تنگدست محل، درِ خانههایشان همیشه بهروی هم باز بوده، سفرههایشان همیشه گشوده و رویشان گشاده است. من بهشدت اعتقاد دارم که آسیبزدن به معماری این محله، آسیبزدن به فرهنگ این محله، خیانت به همۀ شهر و حتی کشور است.
منظورتان را بیشتر توضیح میدهید؟
جامعهشناسی به ما میگوید که هرفرهنگ یا اثر فرهنگی، از یکنقطۀ مرکزی شروع میشود و به محیطهای پیرامونی تسرّی مییابد؛ حالا شما به من بگویید فرهنگها و خردهفرهنگهایی مثل زیارت، حجاب، عفاف، مردانگی، جوانمردی، غیرت و... در کجای این شهر، بیشتر از این محلات پیدا میشود؟ هیچتعصبی هم در کار نیست. بههرحال قدمت فرهنگی، شکل افقی معماری شهری، اصالت و ... که در این محیط پیدا میشود، در جای دیگری اینطور دردسترس نیست. برای من عجیب است که خیلیوقتها همانکسانی مدام حرف از حفظ ارزشها میزنند، همانکسانی مرتب از دغدغهشان برای فرهنگ و حجاب و حیای این شهر میگویند، که خودشان تیشهبهریشۀ این محلههای قدیمی گذاشتهاند. اگر این محلهها نابود شوند، سنت فرهنگی ما ازبین میرود. ما که زیاد میگوییم، اما کجاست گوش شنوا؟
تا حالا برای حفظ این محلههای قدیمی هم کاری کردهاید؟
تعدادی پژوهش و مقاله و گزارش و البته کمک به دوستانی که برای حفظ این محلهها تلاش میکنند؛ مستقلا نه و برایش دلایلی هم داشتهام ...
چهدلایلی؟
شما خودتان روزنامهنگارید و قطعاً با این مسئلهای که میگویم درگیر بودهاید. متأسفانه عمدهتلاشهای فرهنگیواجتماعی در کشور ما برچسب سیاسی میخورد. با اینکه من باور دارم که حتی بیشتر آسیبهایی که امروز محلههای قدیمی شهر مشهد با آن مواجه هستند ریشۀ صددرصد اقتصادی دارند. دستهایی در کارند که خاک این محلات اطراف حرممطهر را طلا میدانند و بهخاطر منافع زودگذر خودشان از اینکه فرهنگ ما را با خاک یکسان کنند، پرهیزی ندارند. این دستها اتفاقاً خیلی هم قدرتمند هستند و دستکم من در خودم این توان را نمی بینم که به آنها اعتراض کنم. یک اعتراض دیگر هم دارم...
بفرمایید.
این برچسبزنی سیاسی درمورد فعالیتهای اجتماعی، بهخودی خود خطرناک است، اما بهنظرم خطرناکتر از آن این است که مدیریتشهری درگیر این بازی قدرت شود. مدیریتشهری نباید اجازه دهد که به آن برچسب حزبی و سیاسی زده شود؛ بدتر از آن اینکه کسانی را که با آن همکاری میکنند، با این برچسبها نشانهدار کنند. بهعنوان کسی که بیشترینکار را برای نزدیککردن شهروندان و مدیریتشهری به یکدیگر کردهاست، میگویم: شهر و شهرداری متعلقبه همۀ شهروندان است؛ مواظب باشیم آن را جناحی نکنیم.